اشعار عاشقانه
غصم از این نیست که تو رو اونروز اسیر ندیدمت فقط دارم دق میکنم چون تو رو سیر ندیدمت
امشب در سر شوری دارم امشب در دل نوری دارم باز امشب در اوج آسمانم رازی باشد با ستارگانم امشب یکسر شوق و شورم از این عالم گویی دورم از شادی پر گیرم برسم به فلک سرود هستی خوانم در بر هور و ملک در آسمان ها غوغا فکنم سبو ریزم ساغر شکنم
نوشته شده در ساعت
توسط زنجیر جنون| |
![]()
| قالب وبلاگ : قالب وبلاگ |



