تبليغاتX
اشعار عاشقانه
اشعار عاشقانه

غصم از این نیست که تو رو اونروز اسیر ندیدمت فقط دارم دق میکنم چون تو رو سیر ندیدمت

هر آن کس که عاشق است از جان نترسد

یقین از بند و زندان نترسد

دل عاشق بود گرگ گرسنه

که گرگ از هی هی چوپان نترسد

لاله کاران دگر لاله نکارید

باغبانان دودست از گل بدارید

اگر عهد گلان این بود که دیدیم

بیخ گل برکنید و خار بکارید

به خدا دوست دارم

 ای خدا کاری کن تا تموم عاشقای دنیا به عشقشون برسند

نوشته شده در ساعت توسط زنجیر جنون| |

دیوونه

تو هر شهری یه دیوونه هست تو هر خیابونی یه دیوونه هست تو هرکوچه ای که

بگردی یه دیوونه هست دیوونه شاخ ودم نداره حرفای خاصی هم واسه گفتن نداره.

دیوونه اون بچه ای که وقتی بادبادکش بالای درخت گیر می کنه آرزوی مرگ تمام

درختارو می کنه. دیوونه منم که عاشق چشمای عسلی تو شدم

 حالا:  تو دیوونه ای که به حرفای منه دیوونه گوش می دی ولی با تمام این حرفا

            دیوونتم دیوونه 

 ای خدا کاری کن تا تموم عاشقای دنیا به عشقشون برسند

نوشته شده در ساعت توسط زنجیر جنون| |

 

به غیر تو دگر یاری ندارم

به اغیاری سر و کاری ندارم

به دکان تو آن کاسد متاعم

که اصلا روی بازاری ندارم

بوره ای روی تو باغ بهارم

خیالت مونس شب های تارم

خدا داند که در دنیای فانی

به غیر عشق تو کاری ندارم

مه آن محنت کش حسرت نصیبم

که در هر ملک و شهری غریبم

نبو روزی که آیی بر سر من

ببینی مرده از هجر حبیبم

غم عشق تو مادر زاد دارم

نه از آموزش استاد دارم

بدان شادم که از یمن غم تو

خراب آباد دل آباد دارم

ای خدا کاری کن تا تموم عاشقای دنیا به عشقشون برسند

نوشته شده در ساعت توسط زنجیر جنون| |


قالب وبلاگ : قالب وبلاگ