غصم از این نیست که تو رو اونروز اسیر ندیدمت فقط دارم دق میکنم چون تو رو سیر ندیدمت
اونوقتا که عاشق بودم يه عاشق خجالتي عاشقانه من اگه کسي رو داشتم ديگه در به در نبودم باغم وغربت و اندوه ديگه همسفر نبودم اگه زخم نخورده بودم تورو باور نمي کردم توي اين حصار پر درد باهمه سر نمي کردم کولي شب زده بودم پشت گريه صدات کردم از پس آينه ي اشک تا هميشه نگات کردم بعد عشق معناي مرگ وصلت پاييز و برگ قصه عشق وحقيقت قصه ي گل و تگرگ آخه دردم درد تو بود درد دور از من و ما بود شکل تنهايي و غربت سر نوشت آدما بود با چشات دنيا رو ديدم حتي من فردا رو ديدم توي قلب قطره بودن با تو من دريا رو ديدم دوباره دلم باسه قربت چشات تنگه 
دستام مرکبي مي شد تموم مشقام خط خطي
روم نميشد بهت بگم دوست دارم يه عالمه
اما حالا از عاشقي هر چي بگم بازم کمه
روزگاري به هجران گذشت فصل بهاران گذشت
طفلي دلم از دوريت يه لحظه آروم نگشت
عمر ما بود که آسان گذشت بي سرو سامان گذشت
هر لحظه اي از عمر من به یاد...
ای خدا کاری کن تا تموم عاشقای دنیا به عشقشون برسند
![]()
داغ يک عشق قديم و اومدي تازه کردي
شهر خاموش دلم رو تو پر آوازه کردي
آتش اين عشق کهنه ديگه خاکستري بود
اومدي وقتي تو سينه نفس آخري بود
به عشق تو زنده بودم منو کشتي دوباره زنده کردي
دوست داشتم دوستم داشتي منو کشتي دوباره زنده کردي
تا تويي تنها بهانه واسه زنده بودنم
من به غير از خوبي تو مگه حرفي مي زنم
عشقت به من داد عمر دوباره
معجزه با تو فرقي نداره
تو خالق من بعد از خدايي
در خلوت من تنها صدايي
رفته بود هر چي که داشتيم ديگه از خاطر من
کهنه شد اسم قشنگت ميون دفتر من
من فراموش کرده بودم همه روزاي خوب رو
اومدي آفتابي کردي تن سرد غروب رو
ای خدا کاری کن تا تموم عاشقای دنیا به عشقشون برسند ![]()
اي به زير پوستم پنهان شده
همچو خون در پوستم جوشان شده
گيسويم را از نوازش سوخته
گونه هام از هرم خواهش سوخته
آه، اي بيگانه با پيراهنم
آشناي سبزه واران تنم
آه، اي روشن طلوع بي غروب
آفتاب سرزمين هاي جنوب
آه، آه اي از سحر شاداب تر
از بهاران تازه تر سيراب تر
عشق ديگر نيست اين، اين خيرگيست
چلچراغي در سکوت و تيرگيست
عشق چون در سينه ام بيدار شد
از طلب پا تا سرم ايثار شد
ای خدا کاری کن تا همه عاشقای دنیا به عشقشون برسن
![]()
ای خدا کاری کن تا تمام عاشقای دنیا به عشقشون برسند
![]()
دوباره اين دل ديوونه باست دل تنگه
وقت از تو خوندن ستاره ي ترانه هام
اسمه توبراي من قشنگ ترين آهنگه
بي تو يک پرنده اسير بي پروازم
با تو اما مي رسم به قله آوازم
اگه تا آخر اين ترانه با من باشي
باسه تو سقفي از آهنگ و صدا مي سازم
با يه چشمک دوباره منو زنده کن ستاره
نزار از نفس بيفتم توي تنها راه چاره
آي ستاره آي ستاره بي تو شب نوري نداره
اين ترانه تا هميشه تورو ياد من مياره
توي که عشقمو از نگاه من مي خوني
توي که تو تپش ترانه هام مهموني
توي که هم نفس هميشه ي آوازي
توي که آخر قصه ي منو مي دوني
اگه کوچه صدام يه کوچه باريکه
اگه خونم بي چراغ چشم تو تاريکه
مي دونم آخر قصه مي رسي به داد من
لحظه يکي شدن تو آينه ها نزديکه
با يه چشمک دوباره منو زنده کن ستاره نزار از نفس بيفتم توي تنها راه چاره
آي ستاره آي ستاره بي تو شب نوري نداره اين ترانه تا هميشه تورو ياد من مياره
ای خدا کاری کن تا تمام عاشقای دنیا به عشقشون برسن
![]()
| قالب وبلاگ : قالب وبلاگ |


